سه مفهوم فلسفی ومهترین ارکان فلسفه هستند

1- وجود:  خدا وجود مطلق است واین مفهوم فقط برای خداست او وجود حقیقی ومطلق است

2- موجود :هر آنچه را که خداوند خلق می کند موجود نام دارد مانند همه ی پدیده های عالم 

3- موجودیت : خداوند هر آنچه را خلق می کند موجودیت هم می بخشد یعنی هر موجودی موجودیت 

مخصوص به آنرا هم می دهد یعنی هویت می دهد 

مثلا انسان موجود است موجودیت آن ( جسم نامی حساس ناطق ) است 

البته موضوع بحث ما در مورد انسان است خداوند با خلقت انسان به خود تبریک گفت 

امور دیگری هم هستند که جز ذات انسان ومخصوص انسان است مانند آزادی . اراده  اختیار . حقیقت جوی زیبا ی خواهی خدا گرایی  دین مداری ......

اما در  بعضی جوامع  مخصوصا جوامع دینی 

تعداد قلیلی با پشتوانه ی زور وقدرت ثروت بر مسند نشسته ومتکبرانه بر عموم جامعه تسلط پیدا کرده ورای ونظر وتفسیر خود راقالب می کنند وبه عموم القا می نمایند

وهویت حقیقی انسان سلب کردند 

خلاف نظرشان را مخالفت با خدا می دانند 

تعریف وتمجید از خود را حکم شرعی وکلام خدا می دانند 

ظلم وستم بر مردم را مصلحت خلق الله می دانند

رنج وعذاب مردم را ریاضت برای برپای دین خدا می دانند

مردم را رعیت وخود را جانشین خدا می دانند

مخالف نظر خود را مرتد وفنا می دانند

اراده خود را محیط بر خلق الله می دانند

حیف ومیل بیت المال را به صلاح می دانند

ناخوشی دل مردم را حدیث رسول الله می خوانند

فقر وتبعیض وفلاکت  پاداشش  جنت الماوا می دانند

اندیشه را در حصار و اراده را بی جا می دانند

وقتی اندیشه در حصار شد واراده بی جا 

فقر همه جا شد هویدا 

پس این نَبوَد متناسب با کلام خدا

وقت نشده بخود بیایید ای ناخدایان بی خدا 

چه کردید با هویت این جانشین  به حق خدا 

گرفتید هویتش را بخدا بخدا 

رنج ماند وعذاب بر دلها